فطرس
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

براى زيارت‏ هيچ امامى، به اندازه زيارت حسين بن على(ع) در ( كربلا ) تاكيد نشده است.

حتى براى زيارت رسول خدا(ص) هم آن همه سفارش و دستور نيست.

گاهى در روايات،زيارت ( كربلا )، از زيارت ( كعبه ) هم برتر و بالاتر به حساب آمده است و براى زيارت سيدالشهدا، پاداشى برابر دهها و صدها حج و عمره بيان شده است، بايد راز قضيه را فهميد.

لحن و بيانى‏كه در احاديث مربوط به زيارت سيدالشهدا(ع) به كار رفته است، بسيار جدى و آميخته با تاءكيدات فراوان است.

ضرورت‏زيارت را در هر حال و همواره مطرح مى‏كند، آن را براى يك شيعه و پيرو امام، در حد يك ( فريضه ) مى‏شمارد، ترك آن را بسيار ناپسند مى‏داند و هيچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمى‏آورد و به رسميت نمى‏شناسد.

  

ازانبوه روايات گوناگون، به چند نمونه اشاره مى‏كنيم:

 امام صادق(ع)در ديدار با يكى از اصحاب برجسته اش به نام ( ابان بن تغلب ) ، از وى مى‏پرسد:اى ابان:

كى به زيارت قبر حسين رفته‏اى ؟

ابان - مدتى است طولانى كه به زيارتش نرفته‏ام.

امام - سبحان‏الله...تو از بزرگان و روساى شيعه‏هستى‏ودر عين حال، حسين(ع) را رها كرده و به زيارتش نمى‏روى؟...(1)

 

امام باقر(ع) از يكى از شيعيان پرسيد:فاصله ميان شما و حسين (ع) چه قدر است؟

- بيست‏و شش فرسخ (يا:شانزده فرسخ) - آيا به زيارت قبرش مى‏رويد؟

- نه!- چه‏قدر جفا كرديد!...(2) زيارت حسين رفتن، يك تكليف مكتبى براى شيعه او و پيرو مكتب عاشورا است.

بدون پيوند باآن مرقد و مزار، ( شيعه بودن ) داراى خلل است.اين مطلبى است كه خود ائمه دين فرموده‏اند.

 

امام صادق(ع؟فرمود:

هر كس به زيارت‏حسين(ع) نرود تا بميرد، در حاليكه خود را هم شيعه ما بداند، هرگز او شيعه ما نيست.و اگر از اهل بهشت هم باشد، او مهمان بهشتيان است:

( من لم ياءت قبرالحسين(ع) و هم يزعم انه لنا شيعه حتى يموت، فليس هولنا بشيعه و ا ن كان من اهل الجنه فهو ضيفان اهل الجنه )(3) امام صادق(ع) در جاى ديگر فرمود:

كسى كه‏توانايى زيارت حسين را داشته باشد ولى زيارت نكند، نسبت به پيامبر اسلام و ائمه ( عاق ) شده است.(4) و نيز، آن حضرت فرموده است:

زيارت‏حسين بن على(ع)، بر هر كسى كه ( حسين ) را از سوى خداوند، (امام) مى‏داند لازم و واجب است:

( زياره الحسين‏بن على واجبه على كل من يقر للحسين بالاءمامه من ا لله‏عزوجل.)(5) و اينكه:هر كه تا هنگام مرگ، به زيارت حسين(ع) نرود، دين‏و ايمانش نقصان دارد.(6)

 

امام باقر(ع) فرموده است شيعيان ما را به زيارت قبر حسين بن على دستور بدهيد.چرا كه زيارت او، بر هر مومنى كه به ( امامت الهى ) حسين(ع)، اقرار دارد، فريضه است.(7) و در سخنى ديگر فرموده است:شيعيان ما را دستور دهيد تا حسين(ع) را زيارت كنند.همانا زيارت او عمر را زياد، رزق را افزون، و بديها را دفع مى‏كند و زيارت او، بر هر مومين كه به امامت او از سوى خداوند اعتقاد دارد واجب است.(8) گويا بين اعتقاد به امامت و رهبرى، با رفتن به زيارت، ملازمه‏است و زيارت عمل به تعهد و وفاى كامل به پيمانى است كه بين هر امام و پيروان او برقرار است.

 

پاورقى :

1 - كامل‏الزيارات، ص 331، سفينه البحار، ج !ص 565، بحار الانوار، ج (بيروتى) ص‏7.

2 - كم بينكم‏و بين الحسين؟قلت:ست و عشرون فرسخا.قال له:او ما تاءتونه؟قلت:لا قال:ما اجفا كم!...(وسائل الشيعه، ج 10 ص 337 و 338، حديث 16 و 20، بحار الانوار، ج 98 ص 5).

3 -وسائل الشيعه، ج 10 ص 336، حديث 11 بحار الاءنوار، ج 98 ص 4.

4 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 333، حديث 2.

5 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 346 حديث 5.

6 - ...كان منتقص‏الدين، منتقص الايمان.(بحار الانوار ، ج 98 (بيروتى) ص 4).

7 - مروا شيعتنابزياره قبر الحسين بن ع لى، فان اتيانه مفترض على كل مومن يقر للحسين بالامامه من الله.(كامل الزيارت، ص 121، بحار الانوار، ج 98 ص 1،3 و 4).

8 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 321، حديث 8 و ص 345 حديث 1 و 5.

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

اگر چه قبر حقيقى سيدالشهدا (ع) در دلها و قلبهاست كه بناى آن از دوران كودكى در سرزمين دل شيعيان و عاشقانش گذارده شد؛ اما مرقد شريف آن حضرت همواره از آثار و بركات متعددى برخوردار بوده است . 

ضريح مقدس و حرم مطهر امام حسين (ع) يادگارى از جان نثارى و فداكارى او و يارانش در راه خدا مى‏باشد. مرقدى كه جاى عترت آدميان براى ابد و دوام خواهد بود، و سزاوار است كه اين بارگاه شريف و غم‏انگيز و شور آفرين، همواره زيارتگاه مردم جهان شده و انسانها ، فداكارى و عشق و صفا را از خفتگان اين مرقدهاى شريف ، سرمشق گيرند.

 

حرم حسين كعبه دلهاست . و اين كعبه طوافگاه زائران و قبله اميدواران و دارالشفاى دردمندان و پناهگاه توبه كنندگان و گنهكاران است.

آرى، عاشقان كويش و دلباختگان رويش ، پروانه‏وار خود را در اطراف ضريح مطهرش گردانيده و به آتش عشق و محبت او، پر و بال خويش را مى‏سوزانند و اشك شوق و اشتياق بر چهره و رخسار مى‏افشانند، و بر مظلومى و مصيبتهاى او و خاندانش ناله سر مى‏دهند براستى «اين چه شمعى است كه جانها همه پروانه اوست».

 

برگرد حريم تو ، كه دست طلب ماست‏

چون دامن شمعى است، كه پروانه بگيرد

فضل و شرافت كربلا و مرقد مطهر سيدالشهدا (ع) چنان است كه امام صادق (ع) فرمود: «قبر ابى عبدالله الحسين (ع) از آن روزى كه در آنجا دفن شد، باغى از باغهاى بهشتى است» (1).

با ذكر اين مختصر ، شايسته است جهت آگاهى و آشنايى با چگونگى حرم و مرقد شريف امام حسين (ع) و تحولات عمارت شريف ، مطالبى به طور اجمال ذكر گردد.

محل دفن آن حضرت كه همان گودال قتلگاه است ، اكنون داراى سقفى است كه روى آن صندوق مبارك نهاده شده و روى صندوق ، ضريح در ميان روضه منوره ، و روضه نيز در بين مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پايين پا در زاويه روضه قبور شهدا مى‏باشد اين مجموعه هم اكنون حرم امام حسين (ع) را تشكيل مى‏دهد، و حرم نيز ميان رواق و رواق در وسط صحن و صحن محور آبادانى زمين كربلا بوده و مى‏باشد.

 

ضريح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده كه در پيش روى آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»، و در بالاى سر، «آيه نور» نوشته شده است .

 

صحن مطهر حسين (ع) داراى هفت باب است كه عبارتنداز:

1- باب قبله كه ساعتى بر فراز آن نصب است ،

2- باب قاضى الحاجات

3- باب زينبيه كه در حدود تل زينبيه قرار دارد

4- باب سلطانى

5- باب بازار بزازها

6- باب سدره كه در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد

7- باب صافى كه به درب بين الحرمين نيز معروف است.

 

تاریخچه :

از اخبار چنين بر مى‏آيد كه بارگاه حسينى هفت مرتبه - به غير از عمارت موجود - بنا نهاده شده است .

عمارت اول: بارگاه سيدالشهدا (ع) پس از ساختن قبر شريف آن حضرت براى اولين بار در دوران بنى اميه بنا گرديد ، اخبار و روايات بسيارى آمده كه در زمان بنى اميه سقفى بر روى مزار امام و مسجدى (ظاهراً توسط بنى اسد) نزديك آن ساخته شد و تا زمان هارون الرشيد (سال 193 ) همچنان باقى بود.

عمارت دوم : بعد از تخريب مرقد شريف ، توسط هارون ، در زمان مأمون خليفه عباسى، عمارت دوم بنا شد، و تا سال 232 باقى بود .

اما از آن سال تا سال 247 متوكل چهار بار امر به خرابى و انهدام قبر كرد، و اوقاف حاير مبارك را برد و ذخاير آن را تاراج كرد.

عمارت سوم : سومين بار مرقد مطهر امام به دست «منتصر» تجديد بنا شد، و تا سال 273 باقى بود.

عمارت چهارم : تجديد بناى مرقد امام براى چهارمين بار به دست محمد بن زيد بن حسن بن محمد بن اسماعيل بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب ، ملقب به «داعى صغير» پادشاه طبرستان انجام گرفت.

عمارت پنجم : بناى عضد الدوله ديلمى بود، كه در سال 369 بنا شد، و در زمان او بود كه رواقى به دست عمران بن شاهين معروف به «رواق عمران» در حاير حسين ساخته شد.

عمارت ششم : ششمين بار بارگاه حسين به دست حسن بن مفضل بن سهلان ابومحمد رامهرمزى ، وزير سلطان الدوله ديلمى نوسازى شد.

عمارت هفتم : عمارت موجود است كه در سال 767 بعد از سرنگونى دولت آل بويه به سال 310 به دستور سلطان اويس ايلخانى ساخته شد، و در سال 786 فرزندش احمد بن اويس در تكميل آن كوشيد و تاريخ آن در بالاى محراب و نزديك سر شريف آن حضرت نگاشته شده است . (2)

 

پی نوشتها :

1- سيرهء امامان (ترجمهء اعيان الشيعه ), علامه سيد محسن امين , ص 220ـ و زندگانى چهارده معصوم ,
عمادزاده , ج 2 ص 137
2- وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 323

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

در طول تاريخ انسانهايى بوده و هستند كه پس از مرگشان ، زندگى و حياتشان ادامه پيدا كرده و با مرگ بدنشان ، وجودشان و شخصيت و انديشه‏شان ادامه يافته است . مردان خدا و شخصيتهاى الهى، همانگونه كه در زمان حيات خويش استوانه دين و محور انسانيت و پشتوانه حق و عدالت هستند ، در زمان پس از مرگ نيز آرامگاه و زيارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضيلت است . و در اين ميان ، زيارت مشهد حسينى از ويژگيهاى برجسته‏اى برخوردار است . آنانكه توفيق پيدا مى كنند و به زيارت مرقد مطهرش مشرف مى شوند ، روى به آستان امام حسين (ع) آورده و به جانب اين مدرسه عشق و فضيلت و دانشگاه كمال و تربيت مى‏گرايند . اينگونه تربيت اجتماعى و يك چنين موسسه تهذيب اخلاق و ادب ، براى هيچ ملتى از ملل گيتى ميسر و مقدورنيست . 

 

البته ملحدين و معاندين و مخالفين مكتب تشيع به خيال خود شبهات و اشكالهاى مى كنند و مى گويند: «زيارت قبور، بت پرستى است ؟!» در حالى كه هر كس كه به زيارت قبور ائمه (ع) مى رود هرگز به عنوان «بت» آنها را زيارت نمى‏كند . چه كسى است كه حسين بن على (ع) را خدا بداند؟!! شيعه، امام را مقرب درگاه خدا مى‏داند و با توسل به او قربى به خدا پيدا مى كند، همانطور كه خودش در قرآن مجيد فرمود:«به سوى او وسيله بگيريد» (1) امام را وسيله الهى مى‏داند. زيرا توسل و شفاعت، بعدى از ابعاد زيارت است كه زائر از اين طريق خود را به درگاه الهى نزديك مى‏كند، و پيشوايان ما وعده فرموده‏اند كه از زائران خود دستگيرى كنند.

 

  امام رضا (ع) مى فرمايد: «هر امامى بر گردن دوستان و پيروانش عهد و پيمانى دارد و وفاى به اين عهد، بإ؛،،ّّ زيارت قبر آنان ممكن مى‏باشد . و كسى كه به شوق زيارت آنها و با تصديق به فضيلت آنها به سوى قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه در قيامت قرار مى‏گيرد.

پس هر زائرى بايد بكوشد تا از اين شفاخانه فيض، استشفاى دردهاى درونى و امراض قلبى و اندرونى خود را خواسته، خواستار آن شود كه صفاى دل و دوستى خاطر و پاكيزگى روح و قداست روان و سلامت تن ، از خدمت آفريدگار جهان به وى عطا گردد ، تا اينكه هم ظاهر او به جمال و كمال آراسته شود و هم باطن وى از آلودگى‏ها پاك و مصفا گردد.

  هر زائرى كه با معرفت و شناخت مقام صاحب اين مرقد و اهداف او به زيارت برود، از صاحب قبر الهام مى‏گيرد و اصول و تعاليم مكتب را به ياد مى‏آورد ، و هر زيارت و سلام او سرشار از اين آموزشها و الهام‏ها است.

  از طرفى زيارتنامه‏هاى وارده، و خواندن هر كدام از آنها، خواننده و زائر را به دقت و تفكر واداشته ، متذكر تاريخ و احوال انبيا و اولياى معصوم مى‏گرداند. تأمل در زيارت عاشورا و ديگر زيارات ، اين مطلب را به خوبى روشن مى سازد كه امامان به اين وسيله در صدد ساختن انسانهاى مؤمن و متعهد بوده‏اند ، لذا به آنها تعليم داده‏اند كه در زيارت امام حسين (ع) از خداوند بخواهند كه زندگى و مرگشان را «حسين گونه» قرار دهد، و آنها را در دينا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد ، و مماتى ممات محمد و آل محمد ... و ان يجعلنى معحكم فى الدنيا و الاخرة».

به اميد به اينكه خداوند متعال توفيق زيارت حضرتش را در دنيا و شفاعتش را در روز قيامت نصيب ما گرداند، به آثار و بركاتى كه زيارت سيدالشهدا (ع) به دنبال دارد مى‏پردازيم:  

1- آرامش بخشيدن به زائر

قبل از آنكه به آثار و بركاتى كه برگرفته از روايات اسلامى است اشاره كنيم ، اين نكته لازم به ذكر است كه زيارت مرقد شريف امام حسين (ع) مانند ساير ائمه ، به مردمان و زيارت كنندگانش ، نوعى آرامش و اطمينان مى‏بخشد . در اين عصر كه انسان را موجودى مضطرب مى نامند، و پيوسته دست به گريبان با پديده‏هايى چون ترديد، ناكامى، تشويش، ترس و ناسازگارى با محيط و زندگى ماشينى و محروميت و جنگ و حتى كنار نيامدن خود است، و هر روز شاهد كاهشها و فرسايشها است و نمى تواند از اضطراب در امان بماند ، اين زيارت مرقد مردان خدا و پيشوايان دين است كه به انسان آرامش خاطر مى دهد.

در زيارت يك نوع كشش و نياز الزام آورى انسان را وا مى‏دارد كه فشارها و فريادهاى درونى را از راهى خارج كند . زائر آن مرقد شريف در پرتو دعا و گفتگو با پاكان و استمداد از ارواح پاك مقربان درگاه الهى، نيرو گرفته و نابسامانيها را با توسل بدانها برخود هموار مى سازند ، و خستگى‏ها و فشارهاى وارد بر روان ، و نيز اضطرابها و يأسها را از خودمى زدايند و به آرامش و اطمينانى براى ادامه زندگى دست مى‏يابند.

 

2- در امان خدا بودن

به امام صادق (ع) عرض كردند: كمترين اثرى كه براى زائر قبر امام حسين (ع) چيست؟ فرمود: «كمترين تأثيرش اين است كه خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى كند تا به سوى اهل خويش برگردد ،و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود ».(2)

 

3- زائر خدا محسوب شدن

زيد بن شحام گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم : براى زائر قبر امام حسين (ع) چه مى‏باشد؟ فرمود: «همانند كسى است كه خدا را در عرش ديدار نموده باشد». گفتم: براى كسى كه يكى از شما را زيارت كند چه مى‏باشد؟ فرمود:

«همانند كسى است كه رسول خدا (ص) را زيارت نموده است » . (3)

 

4- برآورده شدن حاجات و دفع پريشانى

امام صادق (ع) فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمى‏آيد مگر آنكه خداوند از او دفع پريشانى نمايد و حاجتش را برآورد» . (4)

و نيز به ابوصباح كنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمى‏رود مگر آنكه خداوند از او پريشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى نمايد، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند كه از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قيامت بر او مى‏گريند. هر كس او را زيارت كند، وى را تا خانه‏اش بدرقه مى‏كنند، و هر كه مريض شود به عيادتش مى‏روند، و هر كه بميرد جنازه‏اش را تشييع مى‏كنند». (5)

 

5- زيادتى در عمر و رزق

امام باقر (ع) فرموده است : «شيعيان ما را به زيارت قبر حسين (ع) امر كنيد ، زيرا زيارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلايا و ناگواريها مى‏شود » . (6)

 

6- آمرزش گناهان

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس حسين (ع) را زيارت كند در حاليكه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خداى سبحان ،گناهان گذشته و آينده‏اش را مى‏آمرزد». (7)

و جابر جعفى در ضمن يك حديث طولانى از امام صادق (ع) روايت كرده است كه فرمود: «چون از نزد قبر حسين (ع) بازگشتى ، ندا كننده‏اى تو را ندا مى‏دهد كه اگر آن را مى‏شنيدى ، تمام عمر را نزد قبر شريف حسين (ع) اقامت مى‏گزيدى. آن منادى گويد:خوشا به حال تو اى بنده خدا كه سود فراوان بردى و به سلامت (در دين ) دست يافتى. عمل از سربگير كه گناهان گذشته‏ات آمورزيده شد» . (8)

 

7- محسوب نشدن ايام زيارت از عمر زائر

امام صادق (ع) فرمود: «همانا ايام زيارت زائران حسين بن على (ع) از عمرشان محسوب نگشته و جزء حياتشان به شمار مى‏آيد» . (9)

 

8- حفاظت زائر در دنيا و آخرت

عبدالله بن هلال به امام صادق (ع) عرض كرد: فدايت شوم، كمترين نصيبى كه زائر امام حسين (ع) دارد، چيست ؟ فرمود: «اى عبد الله، كمترين چيزى كه براى او مى‏باشد، اين است كه خداوند او و خانواده‏اش را حفظ مى كند تا وى را به سوى خانواده‏اش باز گرداند، و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او مى‏باشد» . (10)

 

9- عنايت و توجه سيدالشهدا (ع)

امام صادق (ع) فرمود: «حسين در نزد پروردگارش ... به زائرانش نظر مى كند . او نگاه مى كند كه چه كسى براى آن حضرت گريه مى كند، پس براى او طلب آمرزش كرده و پدرانش را مى‏خواند تا براى آن زائر دعا كرده و طلب آمرزش و مغفرت نمايند. سپس امام (حسين) مى فرمايد: اگر زائر من مى‏دانست كه خدا چه چيزى براى او عطا مى فرمايد شادى او بيشتر از جزع و بى‏تابى وى مى‏گرديد» . (11)

و امام حسين (ع) فرمود: «هر كس مرا در زندگانيش زيارت كند، پس از مرگش بازديدش خواهم كرد» . (12)

 

10- خير و بركت زياد

امام صادق (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند كه چقدر خير و بركت در زيارت امام حسين (ع) وجود دارد ، براى زيارت كردنش با يكديگر مقاتله مى‏كردند، و هر آينه اموالشان را براى رفتن به زيارتش مى‏فروختند» (13)

و امام باقر (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند كه زيارت قبر شريف حسين (ع) چه مقدار فضيلت و بركت دارد، از شوق زيارت جان مى سپردند و نفسهايشان از شدت حسرت بند مى‏آمد» (14).

 

11- برابرى زيارت قبر حسين (ع) با حج

عبدالله بن عبيد انبارى گويد: به امام صادق (ع) عرضه داشتم : فدايت شوم ، همه ساله وسايل تشرف به حج برايم فراهم نمى‏شود. فرمود: «چون قصد حج نمودى و اسباب برايت فراهم نگشت ، به زيارت قبر حسين (ع) برو، كه يك حج برايت نوشته مى شود و چون قصد عمره نمودى و وسايل مهيا نشد ، عزم زيارت قبر حسين (ع) نما، كه يك عمره برايت منظور مى شود»(15)

 

12- نام زائر در اعلى عليين ثبت مى‏شود

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس به زيارت قبر حسين (ع) برود در حالى كه عارف به حق او باشد، خداوند نام او را در اعلى عليين مى‏نويسد» . (16)

 

13- غرق شدن در رحمت الهى

از امام صادق (ع) پرسيدند: ثواب كسى كه قبر امام حسين (ع) را زيارت كند، در حالى كه كبر و غرور نداشته باشد چيست ؟ فرمود: «برايش هزار عمره و حج مقبول نوشته مى شود . اگر شقى باشد، سعيد نوشته مى‏گردد، و پيوسته در رحمت الهى غوطه‏ور خواهد بود» . (17)

 

14- دعاى معصومين براى زائر

معاوية بن وهب از امام صادق (ع) نقل نموده كه فرمود: «اى معاويه، زيارت قبر حسين (ع) را از روى ترس وامگذار ، زيرا هر كه آن را ترك كند ، چنان دچار حسرت مى‏شود كه آرزو نمايد قبرش نزد او باشد . آيا دوست ندارى كه خداوند تو را در زمره كسانى به حساب آورد كه رسول خدا (ص) و على و فاطمه و امامان معصوم (ع) برايش دعا مى‏كنند؟» (18)

و نيز فرمود: «همانا فاطمه (س) دختر محمد (ص) نزد زائران قبر فرزندش حسين (ع) حضور يافته و براى گناهانشان طلب آمرزش مى‏كند». (19)

 

15- تجلى خدا

امام صادق (ع) فرمود: «به درستى كه خداى تبارك و تعالى، قبل از اهل عرفات ، براى زائران قبر حسين (ع) تجلى مى نمايد، حوايج آنان را بر آورده مى‏كند ، گناهانشان را آمرزيده و درخواستهايشان را به اجابت مقرون مى‏سازد ، و سپس متوجه اهل عرفات شده و در مورد آنان نيز اينگونه عمل مى‏كند». (20)

 

16- سعادت

امام صادق (ع) به عبدالملك خثعمى فرمود: «زيارت حسين بن على (ع) را ترك مكن و دوستانت را نيز به آن فرمان بده، تا خداوند بر عمرت افزوده و روزيت را زياد گرداند. خداوند سبحان زندگانى تو را در سعادت قرار خواهد داد، و نمى‏ميرى مگر سعادتمند ، و تو را در سلك سعادتمندان خواهند نوشت » . (21)

 

17- تأثير زيارت در روز عاشورا

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس قبر حسين را در روز عاشورا زيارت كند ، همانند كسى است كه در برابر او به خون خود غلطيده باشد» .(22)

 

18- قرار گرفتن در جوار پيامبر و على و فاطمه (ع)

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس مى‏خواهد در جوار پيامبر (ص) و على و فاطمه (ع) باشد، نبايد زيارت حسين بن على (ع) را ترك كند» (23).

 

19- تأثير زيارت در روز قيامت

امام صادق (ع) فرمود: «هيچ كس در روز قيامت نيست مگر آنكه آرزو مى‏كند كه اى كاش از زائرين امام حسين (ع) مى‏بود زيرا مشاهده مى‏نمايد كه با زائران حسين (ع) به واسطه مقامى كه در نزد پروردگار دارند، چگونه عمل مى‏شود» . (24)

و نيز فرمود: «هر كس دوست دارد در روز قيامت بر سر سفره‏هايى از نور بنشيند پس بايد از زائرين حسين بن على (ع) باشد» .(25)

و زرارة بن اعين گويد: «امام صادق (ع) فرمود: «زائرين حسين يك برترى نسبت به ساير مردم دارند» پرسيدم : برتريشان چيست ؟ فرمود: «چهل سال قبل از مردم وارد بهشت مى‏شوند در حالى كه ديگران هنوز در حال حساب هستند» . (26)

 

20- رهايى از شدايد قيامت

رسول گرامى اسلام (ص) فرمود: «من تعهد مى‏كنم كه در روز قيامت هنگامه رستاخيز ، ضمن ملاقات با زائر حسين (ع)، دستش را بگيرم و از مراحل هول‏انگيز و سختيهاى قيامت نجاتش بخشيده و او را به بهشت وارد كنم».(27)

 

21- نجات از آتش جهنم

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس قبر حسين (ع) را به خاطر خداوند و در راه خدا زيارت نمايد، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد مى‏سازد، و روز ترس بزرگ (قيامت) او را ايمن مى‏دارد . از خداوند نيز هيچ حاجتى از حوائج دنيا و آخرت را طلب نمى‏كند مگر آنكه به او عطا مى‏نمايد» (28).

اين آثار و آثار ديگرى كه به خاطر اجتناب از طولانى شدن مطلب ذكر نكرديم ، همگى به بركت وجود حضرت سيدالشهدا (ع) است كه اميدوارم هر چه زودتر توفيق زيارت مرقد مطهرش نصيب تمام عاشقان گردد.

 

پى نوشتها:

1.       سورهء مائده , آيهء 39

2.       ثواب الاعمال شيخ صدوق , ص 116

3.       منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 281

4.       منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 337

5.       همان مأخذ.

6.       همان مأخذ , ص 289

7.       كافى , مرحوم كلينى , ج 4 ص 582

8.       منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 295

9.       وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 322

10.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 247

11.   امالى شيخ طوسى , ص 55

12.   بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 101 ص 16

13.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 87

14.   سفينة البحار, محدث قمى , ج 1 ص 565

15.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 306

16.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 324

17.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 328

18.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 199

19.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 204

20.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 346

21.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 292

22.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 331

23.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 230

24.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 330

25.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 331

26.   بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 44 ص 235

27.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 278

28.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 324

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

در روايت اهل سنت و شيعه مستندا نقل شده است كه امّ سلمه همسر پيامبر (ص ) مى گويد:

روزى رسول خدا (ص ) مشغول استراحت بودند كه ديدم امام حسين عليه السلام وارد شدند، و بر سينه پيامبر(ص) نشستند، حضرت رسول (ص ) فرمودند: مرحبا نور ديده ام ، مرحبا ميوه دلم ، چون نشستن حسين عليه السلام بر سينه پيامبر (ص ) طولانى شد، پيش خودم گفتم ! كه شايد پيامبر(ص ) ناراحت شوند ،و جلو رفتم ، تا حسين عليه السلام را بر دارم .

 

حضرت پيامبر (ص ) فرمودند: امّ سلمه تا وقتى كه حسينم خودش ‍ مى خواهد بگذار بر سينه ام بنشيند، و بدان كه هر كس باندازه تار مويى حسينم را اذيّت كند مانند آن است كه مرا اذيّت كرده است .

امّ سلمه مى گويد: من از منزل خارج شدم ، و وقتى باز گشتم به اتاق رسول خدا(ص ) ديدم پيامبر (ص ) گريه مى كند، خيلى تعجّب كردم ! و عرض ‍ كردم يا رسول اللّه خداوند هيچگاه تو را نگرياند، چراناراحتيد؟ ملاحظه كردم و ديدم حضرت پيامبر(ص ) چيزى در دست دارد، و بدان مينگرد و مى گريد. جلوتر رفتم و ديدم مشتى خاك در دست دارد.

سؤ ال كردم يا رسول اللّه اين چه خاكى است كه تو را اين همه ناراحت مى كند. رسول اكرم (ص ) فرمودند:

اى امّ سلمه الان جبرئيل بر من نازل شد و عرض كرد كه اين خاك از زمين كربلا است . و اين خاك فرزند تو حسين عليه السلام است كه در آنجا مدفون مى شود.

يا امّ سلمه بگير اين خاك را و بگذار در شيشه اى ، هر وقت كه ديدى رنگ خاك به خون گرائيد، آنوقت بدان كه فرزندم حسين عليه السلام به شهادت رسيده است .

امّ سلمه مى گويد: آن خاك را از رسول خدا(ص ) گرفتم كه بوى عطر عجيبى ميداد. هنگامى كه امام حسين عليه السلام بسوى كربلا سفر كردند، من نگران بودم و هر روز به آن خاك نظر مى كردم ، تا يك روز ديدم كه تمام خاك تبديل به خون شده است و فهميدم كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيده اند. لذا شروع كردم به ناله و شيون كررم و آن روز تا شب براى حسين گريستم ، آن روز هيچ غذا نخوردم تا شب فرا رسيد، از شدّت ناراحتى و غصّه خوابم برد.

در عالم خواب رسول خدا (ص ) را ديدم ، كه تشريف آوردند ولى سر و روى حضرت خاك آلود است ! و من شروع كردم به زدودن خاك وغبار از روى آن حضرت و عرض كردم يا رسول اللّه (ص ) من بفداى شما، اين گرد و غبار كجاست كه بر روى شما نشسته است .

فرمود: امّ سلمه الان حسينم را دفن كردم !

 

منبع : تحفة الزّائر مرحوم مجلسى ص 168.

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

 تربت حضرت سيد الشّهداء بر اساس روايات موثّق آثار فراوانى دارد، از آن جمله :
1 - طبق روايات رسيده سجده كردن بر تربت حضرت حسين عليه السلام موجب قبولى نماز است ، كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
السُّجُودُ عَلى تُربَة الحُسين عليه السلام يَخرِقُ الحُجبُ السَّبعة .
سجده كردن بر تربت امام حسين عليه السلام هفت حجاب را از (منع قبولى آن ) نماز بر مى دارد.


2 - ذكر با تسبيح تربت سيّدالشّهداءبراى هر ذكر چهل حسنه در نامه اعمال مى نويسند، و حتّى بدون ذكر، تسبيح را در دست چرخاندن هر يك بيست حسنه دارد.
3 - هر گاه كام نوزاد را با تربت سيّد الشّهداء باز كنند مانند اكسيرى كه مس ‍ را به طلا مبدل ميسازد و وجود نوزاد را از هر پليدى دور نموده و محبّت اهل بيت رسول خدا(ص ) را در دل او مى كارد.

4 - بر لحد يعنى قبر هر ميّتى كه تربت كربلا باشد از عذاب قبر رهانيده ميشود.
5 - تربت كربلا بر هر درد بى درمانى شفا بخش مى باشد كما اينكه بسيار تجربه شده است و در كتب مختلف ذكر گرديده است .
6 - خاك مقتل حسين بن على عليه السلام حصن ، يعنى حصار مى باشد از هر آفات و هر گزندى ، و هر كس آن را با خود حمل نمايد، محفوظ خواهد ماند.
7 - آرام بخش تلاطم موّاج درياهاست يعنى هرگاه دريا به تلاطم آيد، و چاره از همه جا قطع گردد و كمى تربت كربلا بر آن بپاشند دريا آرام ميگيرد.
8 - تربت مظلوم كربلا تحفه حوريان بهشت است آن گاه كه در روز قيامت ماه و خورشيدى نيست تا نور افشانى كند و ظلمات محشر همه جا را فرا مى گيرد، به دستور خداوند خاك كربلا كه تربت سيّدالشّهداء عليه السلام مى باشد برداشته شده و در بالاى بهشت قرار داده مى شود
و نور عظيمى از تربت آن حضرت همه جا را روشن مى كند و همه ديدگان را خيره مى سازد كما اينكه خورشيد چشم انسان را مى زند و كسى نمى تواند مستقيم به آن نگاه كند.

 

 

منبع : كشكول النور ج 1 ص 186.

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

آثار و بركات مرقد شريف و حرم مطهر سيدالشهدا (ع) عبارتند از:   

1-      مرقد حسينى ، نيروبخش است
با ذكر اجمالى تحولاتى كه در عمارت مرقد مطهر امام حسين (ع) صورت گرفته است به خوبى معلوم مى‏گردد كه زيارت قبر آن حضرت در مبارزه با حكومت بنى عباس تأثير مهمى داشته است ، و به همين دليل بود كه عباسيان قبر آن امام را دشمن خود مى‏دانستند و به ويرانى آن دست مى‏زدند ، زيرا اين قبر شريف به مركز تجمع مخالفان و مبارزان تبديل شده بود.
مشاهده مزار و مرقد شهيدان كربلا و به نظر در آوردن آن مصائب جانگذار ، حالت بيننده را دگرگون ساخته و استقامت حال او را به هم زده و وارونه مى سازد، كه چگونه عده‏اى قليل در مقابل جمعى كثير و سپاهى مجهز و مهيا تن به مرگ داده و روى عقيده و ايمان خود ثبات قدم داشته و تا آخرين قطره خون خود مبارزه و جانفشانى نمودند.


2- محل نزول فرشتگان الهى
امام صادق (ع) فرمود: «ما بين قبر حسين (ع) تا آسمان، محل رفت و آمد فرشتگان الهى است ». (1)
  و نيز فرمود: «قبر حسين بن على (ع) بيست ذراع در بيست ذراع است . آن باغى از باغهاى بهشت ، و محل عروج فرشتگان به آسمان مى‏باشد هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسلى نيست جز آنكه از خدا مى‏خواهد كه او را زيارت كند پس گروهى فرود مى‏آيند و گروهى بالا مى‏روند» (2).


3- نماز قبول مى‏شود
اگر انسان زائر ، حق امام را شناخته و با معرفت و ولايت او در كنار قبر مطهرش نماز گذارد ، مورد قبول حق تعالى قرار مى‏گيرد . چنانكه امام صادق (ع) در شأن و مقام كسى كه به مرقد و بارگاه شريف حضرت مشرف شده و نماز بخواند ، فرمود: «خداوند متعال اجر نمازش را قبولى آن قرار مى‏دهد» (3)

4- تمام خواندن نماز
حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود: «نماز در چهار مكان تمام خوانده مى‏شود (يعنى اگر چه از حد مسافت شرعى هم بيشتر باشد اما شكسته نمى‏شود) : 1- مسجد الحرام (مكه) ، 2- مسجد الرسول (مدينه)، 3- مسجد كوفه، 4- حرم امام حسين (ع) » (4)
و نيز روايت شده كه «ابن شبل» از امام صادق (ع) پرسيد: آيا قبر امام حسين (ع) را زيارت كنم ؟ فرمود: پاك و خوب زيارت كن و نمازت را در حرمش تمام بخوان . پرسيد نمازم را تمام بخوانم؟ فرمود: تمام. عرض كرد : بعضى از اصحاب و شيعيان شكسته مى‏خوانند؟ فرمود: اينان دو چندان عمل مى‏كنند » (5)
لذا چنانكه در رساله‏هاى عمليه نيز آمده است ، در حرم امام حسين (ع) مى‏توان نماز را، هم شكسته خواند و هم به بركت آن حضرت تمام بجا آورد.

5- اجابت دعا و برآورده شدن حاجت
خداوند سبحان در ازاى ايثار و فداكارى سيدالشهدا (ع) و تحمل هرگونه سختى چون تشنگى و غم و اندوه فراوان براى حفظ اسلام، در مرقد شريفش بركاتى را قرار داده كه از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «هر كس دو ركعت كنار قبر حسين (ع) نماز بخواند ، از خداوند چيزى رإ؛88ّّ مسئلت نكند جز اينكه به او عطا شود» . (6)
و نيز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسين (ع) امامت را در ذريه آن حضرت ، شفا را در تربتش ، اجابت دعا را در كنار مرقدش قرار داده ، و ايام زيارت كنندگان او از عمرشان حساب نمى‏شود» . (7)

 

 

پى نوشتها:

1-      منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 195

2-      منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 252

3-      وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 549

4-      كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 248

5-      كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 123

6-      امالى شيخ طوسى , ص 317

7-      امالى شيخ طوسى , ص 319

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

زمين كربلا پنج درجه دارد.
درجه اوّل : از آب و خاك است مثل باقى زمين ها و اراضى كه درخت و گياه در آن ميرويد و زراعت ميشود.

درجه دوّم : مقام فيض و رحمت است ، كه از اين خاك مقدّس بواسطه قبول نمودن آن خضوع و انكسار را، در عالم تكليف تكوينى ، بنا به حديث ( و لا من ارض و لا مإ الّا عوقب لترك التواضع ) كه چنان فضيلت و رحمت در آن تربت پاك قرار فرموده اند كه همه عوالم امكان از آن تربت اقدس بهره و فيض ميبرند، بلكه فضائل و مناقب آن زمين مقدّس برترى دارد بر تربت مراقد همه ائمّه اطهار عليه السلام به مرقد انور حضرت محمّد (ص ) زيرا كه چند فضيلت در تربت حضرت سيّد الشّهدأ عليه السلام هست كه در تربت هيچ پيغمبرى و وصّى او نيست و در تربت هاى سائر ائمّه عليه السلام نيز نيست .

 

درجه سوّم : كربلا محل اندوه و محنت است و هر يك از مقرّبين درگاه الهى و انبياء و اؤ لياء و اوصيّاء در وقت ورود به آن زمين فيض نزديك مى شود مهموم و اندوهگين مى باشند چنانكه حضرت صادق عليه السلام در خصوص زائرين آن مظلوم مى فرمايد: كه زائر بايد تشنه و گرسنه و ژوليده مو و خاك آلوده و گريان و مهموم باشد.
تأ سّيا له و للمستشهدين بكربلا و اهل بيته المظلومين المهمومين .

درجه چهارم - كربلا نعيم جنّات است ، زيرا كه همه بهشت را خداوند متعال از نور مقدّس و منوّر مدفون كربلا، خامس آل عبا عليه السلام خلق نموده است ، و حضرت امام صادق عليه السلام در خصوص ترك كنندگان زيارت آن سرور فرموده است :
مَن تَرَكَ زيارَة الحسين عليه السلام و هو يزعم شيعة فليس هو الشيعة و ان كان من اهل الجنّة هو ضيفان اهل الجنّة .
ترجمه : امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس ترك كند زيارت امام حسين عليه السلام را و در حالى كه خيال كند از شيعيان ماست ، بلكه او شيعه ما نيست و اگر هم وارد بهشت شود، ميهمان اهل بهشت خواهد بود، ( نه صاحب خانه ).
رسول خدا (ص ) مى فرمايد:
اِنّى اَشِمُ رائِحَة الجَنَّة مِن الحسين عليه السلام ،
يعنى ، همانا از حسين عليه السلام بوى بهشت را استشمام مى كنم .

پس بر طالبين بهشت لازم است كه داخل كربلاى ظاهرى شوند و او از باب خاصّه آن كه عبارت از بكاء و اقامه مجالس عزا بشود تا در يوم النّشور به مقام قرب و مصاحبت آن بزرگوار در جناب النّعيم باشد.

درجه پنجم : رضوان اللّه يعنى مكان خوشنودى كه فوق همه نعمتها و راحتها و فيضهاست زيرا كه تربت پاك بنا بخضوع كه در عالم تكوين قبول نمود داراى نور الانوار همه انوار شده و خداوند عالم آن تربت طاهره را كه باعث ضياء و روشنائى همه فرموده و مكان و مقام پيامبران اولوالعزم در بهشت عنبر سرشت در تربت كربلا خواهد شد، و همين خاك كربلا است كه در مقام فخر و مباهات فرياد مى نمايد:
اِنّاارض اللّه المقدّسة المباركة .
من همان زمين مقدّس و مبارك خدا هستم . با اعتقاد پاك دفن شده گان آن خاك از بيم و هراس يوم الحساب آسوده و مطمئن شده و بدون حساب داخل بهشت و ساكن حُسن المأ ب ميشوند.
بلكه بر روايت حضرت صادق عليه السلام حتى هر خر و اشترى كه در كربلا بميرد به بهشت مى رود.

 

منبع : كنز الغرائب - سفينة النّجاة ص 63. 

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

شيخ اجل ، ابن قولويه ، استاد شيخ مفيد رحمه الله در كتاب كامل الزيارة به اسناد خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت : به مدينه رفتم و بيمار شدم . حضرت امام محمد باقر عليه السلام مقدارى آشاميدنى در ظرفى كه دستمال بالاى آن بود، به وسيله غلام خود برايم فرستاد و گفت : «اين را بخور كه امام على عليه السلام به من امر فرموده است كه بر نگردم تا اين دارو را بياشامى»

چون گرفتم و خوردم شربت سردى بود در نهايت خوش طعمى و بوى مشك از آن بلند بود.

پس غلام گفت : «حضرت فرمود چون بياشامى به خدمتش بروى»

 

من تعجب كردم كه گويا از بندى رها شدم . برخاستم به در خانه آن حضرت رفته ، رخصت طلبيدم . حضرت فرمود: «صحّ الجسم فادخل : بدنت سالم شده داخل شو»

گريه كنان داخل شدم و سلام كردم . دست و سرش را بوسيدم . فرمود: «اى محمد! چرا گريه مى كنى ؟»

عرض كردم : «قربانت گردم مى گويم بر غربت و دورى راه از خدمت شما، و كمى توانايى در ماندن در ملازمت شما كه پيوسته به شما بنگرم »

فرمود: «اما كمى قدرت ، خداوند تمام شيعيان و دوستان ما را چنين ساخته و بلا به سوى ايشان گردانيد؛ امّا غربت تو، پس مؤمن در اين دنيا در ميان اين خلق منكوس غريب است ، تا از اين دار فنا به رحمت خداوند برود و در بعد مكان به حضرت ابى عبداللّه الحسين عليه السلام تأ سّى كن كه در زمينى دور از ما در كنار فرات است و اما آنچه از محبت قرب و شوق ديدار ما گفتى و بر اين آرزو و توانايى ندارى ، پس خداوند بر دلت آگاه است و تو را بر اين نيت پاداش خواهد داد».

بعد فرمود: «آيا به زيارت قبر حسين عليه السلام مى روى ؟»

گفتم : «بلى با بيم و ترس بسيار.»

فرمود: «هر قدر ترس بيشتر است ثوابش بزرگتر است و هر كس در اين سفر خوف بيند از ترس روز قيامت ايمن باشد و با آمرزش از زيارت بر گردد»

بعد فرمود: «آن شربت را چگونه يافتى ؟»

گفتم : «گواهى مى دهم كه شما اهل بيت رحمتيد و تو وصى اوصيايى . هنگامى كه غلام شربت را آورد، توانايى نداشتم كه بر پا بايستم و از خودم نااميد بودم و چون آن شربت را نوشيدم چيزى از آن خوش بوتر و خوش ‍ مزه تر و خنك تر نيافتم . غلام گفت : مولايم فرمود بيا؛ گفتم : با اين حال مى روم هر چند جانم برود و چون روانه شدم گويا از بندى رها شدم . پس ‍ سپاس خداى را كه شما را براى شيعيان رحمت گردانيده است »

فرمود: «اى محمد! آن شربت را كه خوردى از خاك قبر حسين عليه السلام بود و بهترين چيزى است كه من به آن استشفا مى نمايم و هيچ چيزى را با آن برابر مكن كه ما به اطفال و زنان خود مى خورانيم و از آن خير بسيار مى بينيم »

فرمود: «شخصى آن را بر مى دارد و از حائر بيرون مى رود. آن را در چيزى نمى پيچد، پس هيچ جن و جانورى و چيزى كه درد و بلايى كه داشته باشد نيست ، مگر آنكه آن را استشمام مى كند و بركتش برطرف مى شود و بركتش ‍ را ديگران مى برند و آن تربت كه به آن معالجه مى كنند نبايد چنين باشد و اگر اين علت كه گفتم نباشد، هر كه آن را به خود بمالد يا از آن بخورد البته در همان ساعت شفا مى يابد و نيست آن مگر مانند حجرالاسود كه نخست مانند ياقوتى در نهايت سفيدى بود و هر بيمارى و دردناكى خود را بر آن مى ماليد در همان ساعت شفا مى يافت و چون صاحب آن دردها و اهل كفر و جاهليت خود را بر آن ماليدند سياه شد و اثرش كم گرديد»

عرض كردم : «فدايت شوم آن تربت مبارك را من چگونه بردارم ؟»

فرمود: «تو هم مانند ديگران آن تربت را بر مى دارى ، ظاهر و گشوده و در ميان خرجين در جاهاى چركين مى افكنى پس بركتش مى رود»

گفتم : «راست فرمودى»

فرمود: «قدرى از آن به تو مى دهم ، چطور مى برى ؟»

عرض كردم : «در ميان لباس خود مى گذارم »

فرمود: «به همان قرارى كه مى كردى برگشتى . نزد ما از آن هر قدر كه مى خواهى بياشام و همراه مبر كه براى تو سالم نمى ماند»

آن حضرت دو مرتبه از آن به من نوشانيد و ديگر آن درد به من عارض ‍ نشد.

 

منبع : كرامات امام حسين ، مصطفى اهوازى : ص 52. گناهان كبيره ، ج 2، ص 346. داستانهاى حسين ، ميررضا حسينى : ص 69.

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

آنچه در زيارت حسين بن على(ع) بسيار چشمگير است، ثوابهاى كلان و پاداشهاى عظيم و محير العقولى است كه در روايات ائمه، براى آن بيان شده است.

 امام صادق(ع) در روايتى، براى زيارت حسين بن على، ثوابى همچون پاداش نبرد در ركاب پيامبر و امام عادل بيان مى‏كند.(1) در جاى ديگر، پاداشى همچون اجر شهيدان ( بدر ) را نويد مى‏دهد.(2) و در احاديث بسيارى، ثواب حج و عمره مكرر رابراى آن بر مى‏شمارد.

در سخنى، امام صادق(ع) براى كسى كه به زيارت حسين برود، با اين خصوصيت كه نسبت به حق آن حضرت، معرفت و شناخت داشته باشد ( عارفا بحقه ) پاداش آزاد كردن هزار برده، و آماده كردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا را بشارت داده است.(3) و با تعبيرات ديگر، پاداشهايى كمتر و بيشتر نقل شده است.

 

 راز این همه ثواب چيست؟

مى‏دانيم كه هر عمل،با توجه به اينكه در چه زمانى، در چه مكانى، و در چه شرايطى و از سوى چه كسى و با چه انگيزه و هدفى و با چه ميزان رشد و آگاهى و بصيرت، انجام بگيرد، ارزشهاى متفاوت و تاءثيراتى مختلف پيدا مى‏كند.

مرحوم علامه مجلسى،در بيان رمز اين اختلاف پاداشها و گوناگونى تعبيرها در ثواب آن، مى‏گويد:

( ...شايداختلاف اين اخبار، در اندازه ارزش و فضيلت و ثواب زيارت را توان بر اختلاف اشخاص و عملها، و نيز، كم و زيادى ترس در راه زيارت، يا دورى و نزديكى مسافت و ...حمل كرد.زيرا هر عمل نيكى، نسبت به اختلاف مراتب اخلاص و شناخت و تقوا و ديگر شرايطى كه موجب كمال يك عمل است، داراى ثواب و ارزشهاى متفاوت مى‏شود.علاوه بر اينكه در بسيارى از احاديث، امامان، طبق درك و شعور و اندازه ايمان و ظرفيت و گنجايش فكرى طرف، سخن مى‏گفتند...)(4) آنچه مسلم است، زیارت‏كربلا، هميشه آزاده نبوده، بلكه همراه با گرفتاريها و محدوديتهايى بوده است كه موجب دشوارى زيارت مى‏گشته است ولى ائمه، براى همين شرايط هم، تكليف را ساقط ندانسته و به زيارت حسين(ع) دستور مى‏دادند.

 

به اين قطعه از تاريخ، دقت كنيد:

يكى از شيعيان، به‏نام حسين، نوه ( ابو حمزه ثمالى )، نقل كرده است كه:

در اواخر دوره بنى اميه به قصد زيارت حسين بن على، بيرون آمدم ‏ولى مخفيانه حركت مى‏كردم تا اهل شام، نفهمند، تا اينكه شب فرا رسيد و مردم به خواب رفتند.شب، از نيمه گذشته بود كه غسل زيارت كردم و به سوى قبر سيدالشهدا عزيمت كردم.

نزديكيهاى‏ قبر كه رسيدم، با مردى رو به رو شدم، زيبا روى و خوشبو و سفيد چهره، كه به من گفت:

برگرد، الان‏نمى‏توانى زيارت كنى.برگشتم.

اواخر شب باز رفتم، باز هم آن مرد را ديدم كه گفت:دسترسى پيدا نمى‏كنى.

گفتم:چرا نتوانتم‏ به زيارت فرزند پيامبر و سالار جوانان بهشت برسم؟من پياده از كوفه در اين شب جمعه به اينجا آمده‏ام.مى‏ترسم كه صبح شود و هوا روشن گردد و نيروهاى مسلح بنى‏اميه مرا بكشد.

گفت:برگرد، فعلا نمى‏شود...چون حضرت موسى و فرشتگان، هم اكنون به زيارت مشغولند.

برگشتم و صبر كردم تا اينكه سحر د.غسل كردم و نزديك قبر رفتم و آن مرقد را زيارت نمودم و نماز صبح را در آنجا خواندم و از ترس شاميان، بسرعت از آنجا برگشتم ).(5)

آيا كسى كه‏در چنين وضعيت مخفيانه، به زيارت قبر مولايش حسين برود و همراه با دلهره و هراس از نگهبانانى كه ماءمور كنترل و ممانعت از زئران تربت كربلا هستند، زيارت كند، مستحق ثوابى بيشتر نيست؟!

 

( معاويه بن وهب ) مى‏گويد وارد منزل حضرت صادق(ع) شدم.در نمازخانه منزلش، به نماز ايستاده بود، صبر كردم تا نمازش تمام شد.ديدم پس از نماز، دست به دعابرداشت و براى زائران قبر حسين بن على دعا كرد، آنانكه با انفاق مال و تلاش بدنى به زيارت مى‏روند، براى پيوند با ائمه و شاد كردن رسول خدا و پاسخگويى به فرمان امامان و خشمگين ساختن دشمنان و راضى كردن خداوند.و چنين دعا كرد:

خدايا، از آنان‏راضى باش، و خود و خانواده‏شان را، شب و روز، نگهدار، و همراهى‏شان كن و از شر هر جبار سركشى و ستمگر، و از گزند شياطين نهان‏و آشكار در امانشان بدار و نيازهايشان را برآور...خدايا به آنان، بخاطر اينكه از وطن، دور ماندند و ما را بر فرزندان و بستگان خود برگزيدند، بهترين پاداشها را عطا كن.خدايا!دشمنان ما، اين زائران را به خاطر سفر، ملامت كردند ولى اين سرزنشها، هرگز پيروان ما را از اين زيارت، مانع نگشت.آمدند تا با مخالفان ما مخالفت كرده باشند!خدايا!آن چهره‏ها را كه آفتاب در اين راه تغيير داد، رحمت كن، آن صورتهائى را كه بر تربت حسين، قرار گرفت، مورد لطف قرار بده، آن چشمهايى را كه در راه ما اشك ريخت، آن دلهايى‏كه براى ما و تشنگى ما سوخت، آن ناله‏هايى كه براى ما سر داده شد، رحمت كن.

خدايا!من آن بدنها و جانها را تا قيامت، تا هنگام ورود به كوثر در آن روز تشنگى بزرگ، به تو امانت مى‏سپارم...

امام، همچنان دعا مى‏خواند و سجده مى‏كرد.

پس از فراغت‏از نماز، گفتم:اين دعاهايى را كه از شما شنيدم، اگر در حق كسى بود كه خدا را نمى‏شناخت، مى‏پنداشتم كه هرگز به آتش دوزخ نخواهد سوخت به خدا قسم، (با اين دعاهاى شما؟آرزو كردم كه اى كاش به حج نرفته بودم و حسين را زيارت مى‏كردم.

امام فرمود:توبه او بسيار نزديكى.پس چه چيز مانع از آن مى‏شود كه به زيارتش بروى؟اى معاويه بن وهب!مبادا كه اين كار را ترك كنى؟

گفتم:نمى‏پنداشتم‏كه كار، به اين ارزش و عظمت مى‏رسد.(6) همين معاويه بن وهب، نقل مى‏كند كه:

امام صادق(ع)به من فرمود، هرگز زيارت حسين(ع) را به خاطر ترس، رها مكن.هر كس زيارت آن حضرت را واگذارد و به سبب ترس، زيارت نكند، حسرت فراوان خواهد ديد.اى معاويه!آيا دوست ندارى كه خداوند تو را در ميان كسانى ببيند كه پيامبر دعايشان كرده است؟آيا دوست ندارى كه با فرشتگان همدوش باشى و در قيامت، بى گناه به محشر آيى و جزء كسانى باشى كه با پيامبر دست مى‏دهند؟!...(7) رسول خدا ، در ضمن گفتار مفصلى‏به اميرالمومنين، كه فضيلت زيارت قبر على و فرزندش حسين و تشويق به زيارت آنان را بيان مى‏كند و ثواب اخروى آنرا مى‏گويد، مى‏فرمايد:

ليكن عده‏اى پست‏و فرومايه، زائران قبر شما را سرزنش و ملامت مى‏كنند، آنچنانكه زن بدكاره را ملامت مى‏كنند، آنان، بدترين افراد امت من مى‏باشند كه هرگز به شفاعتم نرسند و بر حوض كوثر وارد نشوند...)(8)

 

در سخنى ديگر، پيامبر اسلام، خطاب به حسين، هنگامى كه جاى شمشير را بر پيكر او مى‏بوسيد، فرمود:

تو و پدرت و برادرت، شهيد خواهيد شد.

حسين، مى‏پرسد:از امت تو، چه كسانى ما را زيارت خواهند كرد؟

پيامبر فرمود:مرا،و پدر و برادرت و خودت را، جز كسانى از امت راستين من، زيارت نمى‏كند.)(9)

در حديث هم، زيارت ائمه، در رديف جهاد با دشمنان به حساب آمده است.(10)

زيارت حسين، براى تهيدستان، به جاى زيارت حج محسوب مى‏شود و خداوند، پاداش حج را به آنان مى‏دهد.(11)

 

يكى از زنان‏شيعه، به نام ( ام سعيد احمسيه ) كه اهل عراق بود و براى زيارت قبور شهداى احد، به مدينه مشرف شده بود، در مدينه، به خدمتكار خود گفت:مركبى براى رفتن به مزار شهدا كرايه كن.

آنگاه،تصميم گرفت تا آماده شدن مركب، به ديدار فرزند پيامبر، حضرت صادق(ع) برود.

در حالى كه ديداروى با امام در منزل آن حضرت، طول كشيده و كرايه‏چى، معطل گشته بود، خدمتكارش آمد و به ( ام احمسيه ) گفت:مركب، آماده است.

امام صادق(ع) پرسيد:چه مركب؟كجا مى‏خواهى بروى؟

آن زن،مى‏گويد:گفتم:سر خاك شهدا، حضرت صادق(ع) فرمود:تعجب از شما مردم عراق است، براى زيارت شهدا، راهى طولانى و سفرى دراز را طى‏مى‏كنيد ولى ( سيدالشهدا ) را وا مى‏گذاريد و به زيارتش نمى‏رويد! گفتم:سيد الشهدا كيست؟

فرمود:حسين بن على.

گفتم:من زنى بيش نيستم.

امام:باشد!... براى‏كسى مثل تو، مانعى ندارد كه به زيارتش بروى، آنگاه از ثواب عظيم اين زيارت، برايم بيان فرمود.)(12) در مورد زيارت شائقانه‏و عاشقانه كه از يور محبت و شيفتگى انجام گيرد، نيز، احاديثى نقل شده است كه به ذكر دو نمونه اكتفا مى‏شود:

 

امام صادق(ع) فرمود:

روز قيامت،يك منادى ندا مى‏دهد:( زائران حسين كجايند؟) جمعى بر مى‏خيزند.به آنان گفته مى‏شود:در زيارت حسين، چه مى‏خواستيد و چه اراده كرديد؟

مى‏گويند:زيارت‏ما، بخاطر محبت به پيامبر و على و فاطمه بود.

به آنان گفته مى‏شود:اينك،اين محمد و على و فاطمه و حسين و حسين! پس به آنان بپيونديد.شما در درجات آنان هستيد.به پرچم پيامبر ملحق شويد.

آنگاه،آنان، در سايه سار لواى خاصى كه در دست على بن ابى طالب است قرار مى‏گيرند تا وارد بهشت گردند.(13) محبت، انسان را در دنيا به اين دودمان، پيوند ميدهد.زيارت محبت آميز هم، در نهايت انسان را در آخرت به خاندان رسالت پيوند ميدهد.آشنايى انسانها را در اين دنيا با دستگاه‏ولايت و خاندان پيامبر عامل جذب به اين ( عروه الوثقى ) است كه در آن دنيا هم ( حبل المتين ) نجات و سعادت خواهد شد.

 

از امام صادق(ع) روايت شده است كه:

خواستار سكونت در بهشت بايد زيارت ( مظلوم ) را رها نكند.

مى‏پرسند:مظلوم كيست؟

مى‏فرمايد:حسين است.هر كس با شوق به او و محبت به رسول الله‏و فاطمه و على، او را زيارت كند بر سفره‏هاى بهشتى مهمان اهل بيت خواهد بود.(14) تاءكيدى كه امام، روى عنصر ( مظلوميت ) در زيارت سيد الشهدادارد، جاى دقت و تامل است و انگيزه حمايت از مظلوم و احياء ياد او و سپاس از فداكارى انسانى والا در برابر ظالمان را بيان مى‏كند.

ائمه، در صدد تشويق‏مردم به زيارتند.يعنى ايجاد شوق و رغبت و انگيزه و علاقه،و اين اشتياق، در صورتى فراهم مى‏آيد كه آثار يك عمل و نتايج يك اقدام، براى شخص، روشن باشد.

در زيارت كربلا، چه پاداشى مى‏تواند بزرگتر از ( بهشت ) باشد؟

و چه انگيزه‏اى‏قوى‏تر از ( مرضى حق ) بودن، و خشنودى رسول خدا را جذب كردن؟و چه نتيجه اى بالاتر از پيوند با اهل بيت، در دنيا و آخرت؟

 

اين همه تاكيد، چرا؟

علاوه بر پاداش‏زيادتر و تاءكيد بيشتر نسبت به زيارت قبر حسين بن على (ع)، از نظر مناسبتهاى زمانى هم آن فوق العادگى، كاملا محسوس است.

همانگونه‏كه شيعيان آن حضرت، در هر مناسبت و مجلس و محفلى - حتى مراسم شادى و جشن هم - از حسين ياد مى‏كنند و ياد او رانمك هر مجلس مى‏دانند، ائمه‏هم نسبت به زيارت او - از دور يا نزديك - اينگونه اصرار و تاءكيد داشته‏اند.

درروايات مربوط به زيارت هم، در هر فرصت و مناسبتى، در تمام ايام‏و فصول سال، در همه حالات سفر و حضر، غم و شادى ، اعياد و وفيات، شبهاى قدر، مبعث، فطر،نيمه شعبان، غدير، عاشورا، و ...دستور يه زيارت حسين بن على(ع) داده‏اند.و بيش از همه ائمه و حتى رسول خدا، به زيارت سيدالشهدا تاكيد شده است.

اينهابراى چيست؟مى‏توان گفت براى اين است كه، عاشوراى حسين و حادثه كربلا، ( سمبل ) است.

همچنانكه مخالفت‏و دشمنى دشمنان هم، بيش او همه، با نام و ياد و مزار مظلوم كربلا بوده است چرا كه كربلا در نظرشان سمبل مقاومت بوده است.

البته بايدبه تاريخ نگاه كرد، تا هم عمق تاءثير عاشورا را در سرنوشت اسلام‏و مسلمين دريافت، و هم ميزان خصومت دشمنان را با اين (مزار) و ( تربت )، شناخت.تبلور درخشان خط ائمه، در حركت عاشورا بود و كينه توزى شديد دشمنان حق و اهل بيت هم، در مخالفت با آن حضرت، و اثرات شهادتش انجام مى‏گرفت.حتى سالها بعد از نابودى امويان هم، بخش عظيمى از جامعه، همچنان دچار ضايعات و عوارض و آثار سوء تبليغات‏و تعليمات مسمومى بود كه در آن دوره خفقان و در آن ( هزار ماه سياه ) ايجاد شده بود.

تشويق موكدبه زيارت كربلا، در جهت خنثى كردن و محو نمودن هر چه بيشتر آن ضايعات و سموم بود.

كربلا، از يك سو،سمبل مظلوميت آن پيشوايان عدل بود، و از سويى، مظهر دفاع بزرگ آل على و عترت پيامبر، از اسلام و قرآن، حتى به قيمت جانهاى عزيز و گرانقدرو قتل عامهاى شگفت و هولناك.

توجه و روى‏آوردن به مزار سيد الشهدا، در واقع تكرار و يادآورى همه روزه‏و همواره حق و مظلوميت و تكليف و تعهد بود، تا دلها به آن جهت و آن سو، تمايل پيدا كند و امت اسلام، ( كربلايى ) شود و فكر و ذكر و نشست و برخاست و آغاز و انجام شيعه، همواره ( حسينى ) گردد.

خداوند اگر براى زيارت كربلاى حسين، پاداش هزار حج و عمره مى‏دهد، چون حج هم به بركت عاشورا باقى مانده است.حج را هم حسين زنده كرد.حيات اسلام در سايه خون پاك شهيدان كربلا بود.اگر نامى و سخنى از پيامبر و كعبه و قبله و وى و دين و قرآن مانده است، به بركت وجود حسين و خون و شهادت اوست.

اسلام، مديون‏سيد الشهداء است.از اينجاست كه مى‏گوييم:كربلا، همه چيز ماست، چون اساس دين را حفظ كرد.

مگر نه اينكه‏امويان، كمر به هدم اسلام بسته بودند؟! مگر نه اينكه برنامه‏هاى ضد اسلام رجعت طلبان، در راستاى ارزشهاى جاهلى، يكى پس از ديگرى احيا مى‏شد؟مگر نه اينكه آل اميه، اسلام را به بازيچه گرفته بودند و خلافت اسلام را همچون توپى ميان خود دست به دست مى‏گرداند؟! مگر نه اينكه حسين بن على فرمود:

در شرايطى كه‏امت اسلامى به والى و زمامدار ناپاك و نالايقى همچون ( يزيد ) گرفتار شده است، ( فعلى الاسلام السلام ) بايد با اسلام خداحافظى كرد و با دين، بدرود گفت؟! بنابر اين، حركت عاشورا، پيش از آنكه يك نهضت شيعى و در جهت احياى حق آل محمد باشد، يك حركت اسلامى و براى نجات دين خدا بود، كه در آستانه زوال و نيستى قرار داشت.

پس كربلا، تنها مربوط‏به شيعيان نيست، بلكه قبله گاه همه مسلمين است، چرا كه فسق علنى يزيد و بدعتها و تحريفها و ستمها و اسلام زدايى‏هاى بنى‏اميه،ازنظر اهل سنت هم مطرود و محكوم است و ايستادن در مقابل آن رجعت فاحش يك عمل ارزشمند!... سخن خود حسين، اين بود كه اگر استوارى و استقامت دين جدم با مرگ من است، پس:اى تيغها بياييدفر فرق من فرود...ان كان دين محمد لا يستقم الا بقتلى يا سيوف خذينى.

آن همه تاءكيد،براى آن است كه حسين، اسلام را زنده كرد و خون او، بقاء دين را بيمه نمود.و .... پيامبر، در وجود حسين، تداوم يافت.

حديث معروف:

( حسين‏منى و انا من حسين ) شايد يكى از معانى‏اش اين باشد كه همچنانكه حسين از من است، من هم از حسينم، يعنى اگر نام من و دينم و كتاب آسمانى‏ام، حيات وابديت يافته است.به بركت حسين است و من نيز از حسينم.

پس، چون‏كربلاى حسين، مظهر و سمبل و اسوه است، مزار او نيز چنين است و زيارت قبرش هم، بيش از همه مورد سفارش پيشوايان دين است.

 

 پاورقى :

1 - ثواب الاعمال، ص 81.

2 - كامل الزيارت ، ص 183.

3 - همان، ص 164.

4 - بحار الانوار، ج 98 ص 44.

5- بحار الانوار، ج 98 ص 57 و 59 (دو حديث است، با اندكى اختلاف در تعبيرات).

6 - كامل‏الزيارات، ص 116، بحار الانوار، ج ص 8 و 52.و سائل الشعيه، ج 10 ص 320.

7 - كامل الزيارات، ص 117.

8 - بحار الانوار، ج 97 ص 121.

9 - بحار الانوار، ج 97 ص 119، كامل الزيارات، ص 70.

10 - بحار الانوار، ج 97 ص 124 .

11 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 360.

12- همان ص 339، بحار الانوار، ج 98 ص 36 و 71 (با اندكى اختلا و تغييير در عبارتها).

13 - وسايل الشيعه ج 10 ص 387.

14 - همان.

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

یکی از غنی‏ترین منابع شناخت و معرفت، دعاها و زیارت‏نامه‏هاست که معصومان علیهم‏السلام بیان کرده‏اند، این دعاها و زیارت‏نامه‏ها نه مثل قرآن است که در حکم قانون اساسی و بیان کلیّات باشد و نه همچون سایر روایات، محدود به فهم و درک مخاطب می‏باشد، بلکه جملاتی دلنشین است که معصومان ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ در خلوتخانه سِرّشان با خداوند سخن گفته‏اند. آنان بلندترین معارف را در زیباترین الفاظ و رساترین جملات بیان فرموده‏اند.


علامه حسن‏زاده آملی ـ دام عزه ـ در این باره نوشته است:
  «ادعیّه مأثوره هر یک مقامی از مقامات انشایی و علمی ائمه دین است، لطایفِ شوقی و عرفانی و مقامات ذوقی و شهودی که در ادعیّه نهفته‏اند و از آن‏ها مستفاد می‏شوند، در روایات وجود ندارند و دیده نمی‏شوند؛ زیرا در روایات مخاطب مردم‏اند و با آنان محاورت داشته‏اند و به فراخور عقل و فهم و ادراک و معرفت آنان با آنان تکلم می‏کردند و سخن می‏گفتند نه به کُنه عقل خودشان هر چه را که گفتنی بود، فی الکافی عن الصادق علیه‏السلام : "ما کَلَّم رَسُولُ اللّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم الْعِبادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ"(1) و در روایت دیگر نیز قال رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم : "اِنّا مَعاشِرَ الأَنْبِیاءِ أُمِرنا أَنْ نُکَلِّمَ النّاسَ عَلی قَدْرِ عُقُولِهِمْ"(2) امّا در ادعیه و مناجات‏ها با جمال و جلال و حسنِ مطلقِ و محبوب ومعشوق حقیقی به راز و نیاز بودند، لذا آنچه در نهانخانه سِرّ و نگارخانه عشق و بیت المعمورِ ادب داشتند به زبان آوردند و به کنه عقل خودشان مناجات و دعا داشتند.»(3)


زیارت عاشورا، دربردارنده زیباترین معارف عاشورایی است که کمتر زیارتنامه‏ای این ویژگی را داراست؛ چه این که زیارت عاشورا به اعتقاد محققان و محدّثان، حدیث قدسی(4) است. مرحوم محدث قمی قدس‏سره در این باره نوشته است:

«شیخ ما ثقة الاسلام نوری قدس‏سره فرموده است: اما زیارت عاشورا، پس در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشا و املای معصومی علیهم‏السلام باشد، هر چند از قلوب مطهر ایشان چیزی جز آنچه از عالم بالا به آن جا رسد بیرون نیاید. بلکه از سنخ احادیث قدسیه است که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احدیت ـ جلّت عظمته ـ به جبرییل امین و از او به خاتم النبیین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رسیده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضای حاجات و نیل مقاصد و دفع اعادی بی‏نظیر است.»(5)

از جهتی محوریت زیارت عاشورا کمکی است هر چند ناچیز به بالا بردن فرهنگ عاشورایی که بحمداللّه در جامعه دینی انس خاصی با این زیارت شریف به وجود آمده است و هر کوی و برزن به حلقه عشقِ زیارت عاشورا و بزم انس با شهدا و سالار شهیدان ابا عبداللّه الحسین علیه‏السلام تبدیل شده و در خودِ زیارت عاشورا، معرفت عاشورایی و حسینی به عنوان یکی از الطاف و کرامت‏های الهی معرفی شده است.(6)

پی نوشتها :
1- اصول کافی، ج 1، ص 23، ح 15، هیچ گاه پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با کسی با کُنه عقلش سخن نگفت.
2- همان؛ سفینة البحار، ج 2، ص 214، ماده عقل. ما پیامبران مأموریم با مردم، در حدّ فهمشان سخن بگوییم.
3- رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص 31؛ نهج‏الولایه، ص 62.
4- حدیث قدسی به احادیثی گفته می‏شود که سند آن توسط هر یک از معصومان علیهم‏السلام به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و از ایشان به جبرییل و از جبرییل به خداوند تبارک و تعالی می‏رسد، که گوینده اصلی آن خداوند است.
5- مفاتیح الجنان، ص 829.
6- «فأسل اللّه الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم اَنْ یجعلنی معکم فی‏الدنیا و الآخرة»؛ «از خداوندی که به من معرفت شما [حسین علیه‏السلام و اهل بیت علیهم‏السلام [ وشناخت یاران شما را عنایت فرمود و نعمت برائت از دشمنانتان را روزیم گردانید، می‏خواهم که مرا در دنیا وآخرت با شما محشور فرماید.»

 

* قرآن ، زیارات و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 12 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

چرا باید زیارت عاشورا بخوانیم؟

حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.

چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:

اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.

 

دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.

سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.

چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد. 

برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.

   برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد.   

دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از :

1- زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.

2- ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی)

3- علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.

    چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.

   مطمئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دل را پاک کرد تا جواب سلام امام را شنید و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد

 

منبع : پایگاه جامع عاشورا

* قرآن ، زیارات و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 12 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

در سال 61 هجرى تلخ تريـن فاجعه تاريخ انسانـى به وقـوع پيـوست, روز عاشـورا بـود كه بهتريـن خلق به همـراه بهتـريـن نزديكان و بهترين اصحاب و بهتـرين مسلمانان در سرزمينـى كه به واسطه ايـن بهتـرينها, بهتـريـن شـد, شـربت شهادت را در عطـش وصــال دوست, سركشيدند. 


اما در مقابل اين بهترينها, بدتريـن هايى نيز وجود داشت. اول آن كه كسانـى حضـرت امام حسيـن(ع) و يارانـش را به شهادت رساندنـد بدترين مردم بـودند. دوم آنكه بدتريـن ظلمها را بر آن حضرت روا داشتند به گونه اى كه به نحـوى دلخراش و جانسوز امام حسيـن(ع) و يارانش را به شهادت رساندند. بديـن گونه بود كه عاشورا جاودانه شد و خـداوند اجر ايـن همه جانفشانـى و مظلـوميت را چه زيبا در ايـن دنيا به آن حضـرت عطـا نمـود, چنـان كه به امـام حسيـن(ع) كرامات بسيار بخشيد و در محبت و زيارت و تربت آن بزرگـوار فارغ از عطاى اخروى, كرامت دنيوى بخشيد. در ترنـم باران معرفت چنيـن رسيده است:
امام صادق(ع) فرمود: (مـن زارالحسيـن فى يوم عاشـورا و جبت اله الجنه)(1) كسـى كه در روز عاشـورا امام حسيـن(ع) را زيارت كنـد بهشت بر او واجب مى شود.
  و امام رضـا(ع) فـرمـود: (فان البكاء عليه (الحسيـن) يحط ذنـوب العظام)(2) همانا گـريستـن بـر امـام حسيـن(ع) گنـاهان بزرگ را نابود مى كند.
و امام صـادق(ع) فـرمـود: (مـن زار قبـر اءبـى عبـدالله(ع) يـوم عاشـورا, عارفا بحقه كان كمـن زار الله تعالى فى عرشه)(3) كسـى كه روز عاشورا قبر امام حسيـن(ع) را زيارت نمايد در حالى كه حق او را بشناسـد همانند آن است كه خـداى را در عرش او زيارت كرده است. 

و در سيره ابـرار و نيكان آمـده است كه آنان حق آن مقام والا را مى شناختنـد و در سايه ايـن شناخت در مقام عمل حق او را گـرامـى مـى داشتنـد. بزرگان از رهگذر ايـن احتـرامات بزرگـى يافته انـد:

 

آيت الله العظمى اراكى:

يكى از ملازمان ايشان نقل نموده كه برنامه معظم له ايـن بـود كه هر روز بالاى بام مـى رفتند و به حالت ايستاده به خـوانـدن زيارت عاشورا مـى پرداختند و صد لعن و صـد صلـوات كه در زيارت عاشـورا وارد شده است مقيد بـودند بطـور كامل قرائت كنند و ايـن برنامه ايشان به هميـن نحـو يعنى بالاى بام و رو به قبله حتى در روزهاى برفى و سرد هم بدون كـم و كاست ادامه داشت تا موقعى كه توانايى جسمى داشتند.(4)

شيخ مرتضى نواده شيخ انصارى:

در شرح حال ايشان آورده اند كه از جمله عادات او خـوانـدن زيارت عاشورا بـوده كه در هر روز دو بار, صبح و عصر آن را مى خـواندند و بر آن بسيار مواظب بـودند, بعد از وفاتـش كسى او را در خـواب ديد و از او احوالش را پرسيد.
در جـواب سه مـرتبه فـرمـود: عاشـورا, عاشـورا, عاشــورا.(5)

آيت الله ميـرزا ابـوالقـاسـم محمـدى گلپـايگـانى:
فـرزند ايشان در شـرح احـوال ايشان نقل نمـودنـد كه وى در تمام زندگى پشت بام مى رفتند و حضرت امام حسيـن(ع) را زيارت مى نمودند و گاهى در حالـى كه برف زيادى روى پشت بام بـود, ايشان مى رفت و حضرت را زيارت مى نمود و جالب آن كه نام همه فرزندان ذكور خويـش را حسين گذاشت.(6)

آيت الله سيـد زيـن الـديـن طبـاطبـايــى:

روزى ايشـان از وصف كـربلا و روز عاشـورا بـراى دوستـان تعريف مـى كـردنـد و همچنيـن در اهميت زيـارت عاشـورا گفتند:
شبـى در حجـره مشغول زيارت عاشـورا بـودم,درسجـده شكر زيارت حالـم منقلب شـدو كـربلا با آن صحنه هاى روز عاشـوراو امام حسيـن(ع) را ديدم و غش كردم.(7)

آقا نجفى قوچانى:

ايشان در ضمـن خاطرات خـود مـى گـويد: روزى بنا گذاشتـم چهل روز زيارت عاشورا روى بام مسجد شاه (اصفهان) بخـوانـم و سه حاجت در نظر داشتـم, يكى قرض پدرم ادا شـود و يكـى مغفرت و ديگرى علمـم زياد شـود و درجه اجتهاد, پيـش از ظهر شـروع كـردم و هنـوز ظهر نشده تمام مى شـد, از اول تا به آخر دو ساعت طـول مـى كشيـد, چهل روز تمام شد. يك ماه نگذشت كه پدرم نوشته بـود كه قرض مرا موسى بـن جعفر(ع) ادا كرده, مـن به او نـوشتـم بلكه سيـدالشهداء ادا كرد. (وكلهم نور واحد) چـون قـوى دل شده در ماه محرم و صفر جهت مطلبـى كه در نظرم اهـم مطالب بـود, چهل روز زيارت عاشـورا روى بام مسجد خـواندم, با اهتمام تمام و كمال احتياط, به ايـن معنى كه در آن دو سـاعت همه را رو به قبله, سـر پـا در مقابل آفتـاب ايستاده بودم تا تمام مى شد.
چهل روز ختـم مـا تمـام شـد, بعد از آن خـوابـى ديــدم كه مطلب برآورده شده است.(8)

پی نوشت ها :
1 ـ وسـائل الشيعه, ج 14, ص 476, ح 19637.
2 ـ همان, ص 504, ح 19697.
3 ـ همان, ص 476, ح 19636.
4 ـ به نقل از يكـى از ملازمـان ايشـان.
5 ـ مردان علـم در ميدان عمل, سيـد نعمت الله حسينـى, انتشارات سيدالشهداء, ج 2, ص 376.
6 ـ به نقل از حجه الاسلام و المسلميـن حـاج آقاى غلامحسيـن محمـدى گلپايگانى.
7 ـ بـرنامه سلـوك در نامه هاى سالكان, علـى شيروانـى, انتشارات دارالفكر, 1376, ص 233.
8 ـ سيمـاى فـرزانگـان, رضـا مختارى, ص 201.

 

* قرآن ، زیارات و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 12 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

دستاوردهای زیارت عاشورا:

زيارت عاشورا - كه از تعاليم امام باقر عليه‏السلام است - به سبب آثار سازنده فردى و اجتماعى و بيان مواضع فكرى و عقيدتى شيعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهميت ويژه‏اى دارد.

 شمارى از دستاوردهاى اين زيارت عبارت است از:


1. ايجاد پيوند معنوى با خاندان عصمت و تشديد علاقه و محبت به آنان

اين محبت موجب مى‏شود كه زائر، آن بزرگان را الگوى خويش سازد و در جهت همسويى فكرى و عملى با آنان بكوشد؛ همچنان كه در قسمتى از زيارت، از خدا مى‏خواهد كه زندگى و مرگش را يك‏سره همانند آنان قرار دهد؛ «اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد و مماتى ممات محمد و آل محمد».

از آن جا كه اين محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت كه‏الهى و منسوب به اويند، محبوب واقع شده‏اند - مايه تقّرب به خداوند است.

در قسمتى از اين زيارت چنين مى‏خوانيم: «اللهم انى اتقرب اليك بالموالاة لنبيك و آل نبيك».

 

 

2. پيدايش روحيه ظلم ستيزى در زائر

 تكرار لعن و نفرين بر ستم‏گران در اين زيارت، موجب پيدايش روحيه ظلم‏ستيزى در زائر مى‏شود. او با اعلام برائت و نفرت از ستم‏گران و ابراز محبتبه پيروان حق و دوستان خاندان عصمت، پايه‏هاى ايمان دينى خود را مستحكم مى‏كند. مگر ايمان چيزى جز حب و بغض در راه خداست؛ «هلالايمان الاّ الحب و البغض»؟ موءمن واقعى در برابر ستم، بى‏موضع نيست؛ از ستم‏گر نفرت و انزجار آشكارى دارد و با مظلوم و جبهه حق، اعلام همراهى مى‏كند؛ «يا اباعبدالله! انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم».

 

3. دورى جستن از خط انحراف

در اين زيارت، ريشه‏هاى ظلم هدف قرار مى‏گيرد؛ «فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التى رتّبكم الله فيها». ستمى كه در عاشورا تحقق يافت، در قلب تاريخ ستم ريشه دارد. اين ظلم، يك حلقه از حلقه‏هاى ستمى است كه با انحراف مسير اصيل خلافت آغاز شد.

 

4. الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه‏هاى هدايت

در اين زيارت آمده است: «فاسئل الله الذى اكرمنى بمعرفتكم و معرفة اوليائكم و رزقنى البرائة من اعدائكم، ان يجعلنى معكم فى الدنيا و الآخرة و ان يثبّت لى عندكم قدم صدق فى الدنيا و الاخرة». زائر پس از آن كه به حق معرفت پيدا كرد و ستم و ستم‏گر را شناخت و از آنان دورى جست، با ثبات قدم در مكتب خاندان عصمت و پيروى عملى از آنان، خود را در مسير سعادت دنيا و آخرت قرار مى‏دهد؛ يعنى، اسوه‏ها و الگوهاى هدايت را - كه از سوى خداوند منصوب شده‏اند - سرمشق خود قرار مى‏دهد و همگامى با آنان را مى‏طلبد.

 

5. ترويج روحيه شهادت‏طلبى و ايثار و فداكارى در راه خدا.

 

6. احياى مكتب و راه و هدف خاندان عصمت.

 

* قرآن ، زیارات و عاشورا





نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زيارت عاشورا را بخوان. هنگامی که اين زيارت را خواندی در حقيقت او را به چيزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زيارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نويسد و از تو هزار هزار سيئه محو می نمايد و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد و همانند کسانی می باشی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسيدند. حتی در درجات آنها هم شريک می شوی. (کامل الزيارات- ص 74)

 

2) امام صادق(ع) به صفوان می فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده آن تضمين می کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند     بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (بحارالانوار-جلد 98-ص 300)

 

3) در روايت ديگر می خوانيم : اگر مردم می دانستند زيارت امام حسين(ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می مردند و  حسرت رسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می کرد." (بحارالانوار-جلد 101 –ص 18)

 

4) زيارت امام حسين(ع) بر هر مؤمنی که اقرار به امامت ايشان داشته باشد، واجب است.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 69)

 

5) کسی که امام حسين(ع) را تنها برای رضا و خوشنودی پروردگار، و نه برای کسب شهرت زيارت کند، خداوند تمامی گناهان او را پاک می کند.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

 

6) اگرکسی بدون عذر موجه امام حسين(ع)  را زيارت نکند، از اهل آتش خواهد بود.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

 

7) کسی که امام حسين(ع) را زيارت نکند شيعه اهل بيت نيست.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

 

* قرآن ، زیارات و عاشورا





نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

روز دهم روز شهادت اَبُاعَبْداللّهِ الحُسَيْن عليه السلام و روز مصيبت و حزن ائمّه اطهارعَليهمُ السلام و شيعيان ايشان است و شايسته است كه شيعيان در اين روز مشغول كارى از كارهاى دنيا نگردند و از براى خانه خود چيزى ذخيره نكنند و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشند و تعزيت حضرت امام حسين عليه السلام را اقامه نمايند و به ماتم اشتغال نمايند به نحوى كه در ماتم عزيزترين اولاد و اَقارب خود اشتغال مى نمايند و زيارت كنند آن حضرت را به زيارت عاشوراء كه بعد از اين بيايد انشاءالله تعالى و سعى كنند در نفرين و لعن بر قاتلان آن حضرت و يكديگر را تعزيت گويند در مصيبت آن جناب و بگويند:

اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ

بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواريمان براى حسين عليه السلام

وَجَعَلَنا وَاِيّاكُمْ مِنَ الطّالِبينَ بِثارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ

و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه وليش امام مهدى از خاندان محمد عليهم السلام

 

 شايسته است در اين روز مقتل بخوانند و يكديگر را بگريانند. روايت شده كه چون حضرت موسى عليه السلام مأمور شد به ملاقات جناب خضر و تعلّم از او، اوّل چيزى كه در وقت ملاقات بين ايشان مذاكره شد، آن بود كه آن عالِم حديث نمود براى حضرت موسى مُصيبَتها و بلاهايى كه بر آل محمد عَليهمُ السلام وارد مى شود. پس گريستند هر دو و سخت شد گريستن ايشان.
 

روايت شده از ابن عبّاس كه گفت در ذيقار خدمت اميرالمؤ منين عليه السلام رسيدم صحيفه اى بيرون آورد به خطّ خود و املاء پيغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله و خواند براى من از آن و در آن صحيفه بود مَقْتَلِ امام حسين عليه السلام و آنكه چگونه كشته مى شود و كى مى كشد او را و كى يارى مى كند او را و كى با او شهيد مى شود. پس گريه كرد آن حضرت گريه سختى و مرا به گريه درآورد. فقير گويد كه اگر مقام را گنجايش بود مختصر مَقْتَلى در اينجا ذكر مى كردم لكن محلّ را گنجايش نيست هركه خواهد رجوع كند به كُتُبِ ما در مَقْتَل.

اگر كسى در اين روز نزد قبر امام حسين عليه السلام باشد و مردم را آب دهد، مثل كسى باشد كه لشكر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در كربلا حاضر شده باشد و خواندن هزار مرتبه توحيد در اين روز فضيلت دارد و روايت شده كه خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او كند و سيّد براى اين روز دعايى نقل كرده است شبيه به دعاء عشرات بلكه ظاهر آنست كه خود آن دعا باشد موافق بعضى روايات آن.

شيخ از عبدالله بن سنان از حضرت صادق عليه السلام چهار ركعت نماز و دعايى نقل كرده كه در اين روز در وقت چاشت بايد به عمل آورد و ما به ملاحظه اختصار ذكر نكرديم [هركه طالب است به زادالمعاد رجوع نمايد] 

 شايسته است كه شيعيان در اين روز امساك كنند از خوردن و آشاميدن بى آنكه قصد روزه كنند و در آخر روز بعد از عصر افطار كنند به غذايى كه اهل مصيبت مى خورند مثل ماست يا شير و امثال آنها، نه مثل غذاهاى لذيذه.

 جامه هاى پاكيزه بپوشند و بندها را بگشايند و آستين ها را بالا كنند به هيئت صاحبان مصيبت.

 علاّمه مجلسى در زادالمعاد فرموده که بهتر آنست كه روز نهم و دهم را روزه ندارند، زيرا كه بنى اميّه اين دو روز را براى بَرَكَت و شماتت بر قتل آن حضرت روزه مى داشتند و احاديث بسيار در فضيلت اين دو روز و روزه آنها بر حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله بسته اند و از طريق اهل بيت عَليهمُ السلام در مذمّت روزه اين دو روز خصوصا روز عاشورا وارد شده است و ايضا بنى اميّه عليهم اللَّعْنَةُ از براى بركت آذوقه سال را در روز عاشورا در خانه ذخيره مى كرده اند. لهذا از حضرت امام رضاعليه السلام منقول است كه هر كه ترك كند سعى در حوائج خود را در روز عاشورا و پى كارى نرود حق تعالى حوائج دنيا و آخرت او را برآورد و هركه روز عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه او باشد حقّتعالى روز قيامت را روز فَرَح و سُرُور و شادى او گرداند و ديده اش در بهشت به ما روشن گردد و هركه روز عاشورا را روز بركت نامد و از براى منزل خود در آن روز چيزى ذخيره كند، خدا آن ذخيره را براى او مبارك نگرداند و در روز قيامت با يزيد و عُبَيدُاللّهِ بن زياد و عمر بن سعد عَلَيْهِمُ اللَّعْنَةُ محشور گردد. پس بايد كه در روز عاشورا آدمى مشغول كارى از كارهاى دنيا نگردد و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشد و امر كند اهل خانه خود را كه تعزيه آن حضرت را بدارند و مشغول ماتم باشند چنانكه در ماتم عزيزترين اولاد و اقارب خود مى باشند و در آن روز امساك كند از خوردن و آشاميدن بى آنكه قصد روزه كند و در آخر روز بعد از عصر افطار كند اگر چه به شربت آبى باشد و روزه تمام ندارد مگر آنكه در خصوص آن روز روزه واجبى داشته باشد كه به نذر يا مثل آن بر او واجب شده باشد كه آن روز را روزه بايد بگيرد و در آن روز آذوقه در خانه ذخيره نكند و نخندد و مشغول لهو و لعب نگردد.

 هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت كند و بگويد اَلّلهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ عليه السلام.

  مؤلّف مفاتیج الجنان میگويد از كلام اين بزرگوار معلوم شد كه احاديثى كه در فضيلت روز عاشورا است مجعول است... و تَتْميم ظلم بنى اميّه را نموده...

 

همچنین در آخر روز عاشورا سزاوار است كه يادآورى از حال حرم امام حسين عليه السلام و دختران و اطفال آن حضرت كه در اين وقت در كربلا اسير اعداء و مشغول به حزن و بُكاء بودند و مصيبتهايى بر ايشان گذشته كه در خاطر هيچ آفريده خُطُور نكند و قلم را تاب نوشتن نباشد وَلَقَدْ اَجادَ مَنْ قالَ:

فاجِعَةٌ اِنْ اَرَدْتُ اَكْتُبُها   

مُجْمَلَةً ذِكْرَةً لِمُدِّكِرٍ

مصيبت بزرگى كه اگر خواهم بنويسمش   

به نحو اجمال براى يادآورى يادكننده

جَرَتْ دُمُوعى فَحالَ حائِلُها   

ما بَيْنَ لَحْظِ الْجُفُونِ وَالزُّبُرِ

اشكم سرازير شود و حائل گردد   

ميان پلك چشم و صفحات نامه

وَقالَ قَلْبى بُقْيا عَلَىَّ فَلا   

وَاللّهِ ما قَدْ طُبِعْتُ مِنْ حَجَرٍ

و دلم گويد ترحمى كن بر من كه   

به خدا سوگند من از سنگ آفريده نشده ام

بَكَتْلَهَاالاْرْضُوَالسَّماَّءُوَما   

بَيْنَهُما فى مَدامِعٍ حُمُرٍ

گريست بر آن مصيبت زمين و آسمان و هرچه

مابين آن دو است به اشكهاى خونين

من از تحرير اين غم ناتوانم   

كه تصويرش زده آتش بجانم

ترا طاقت نباشد از شنيدن   

شنيدن كى بود مانند ديدن

پس برخيز و سلام كن بر رسول خدا و علىّ مرتضى و فاطمه زهرا و حسن مجتبى و ساير امامان از ذريه سيد الشهداءعَليهمُ السلام و ايشان را تعزيت بگو بر اين مصائب عظيمه با دل بريان و چشم گريان و اين زيارت را بخوان :

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ ادَمَ صَِفْوَةِ اللّهِ

سلام بر تو اى وارث حضرت آدم برگزيده خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ نُوحٍ نَبِىِّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ اِبْراهيمَ خَليلِ اللّهِ

سلام بر تو اى وارث حضرت نوح پيامبر خدا ، سلام بر تو اى وارث ابراهيم خليل خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ مُوسى كَليمِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ عيسى رُوحِ اللّهِ

سلام بر تو اى وارث موسى هم گفتار خدا، سلام بر تو اى وارث حضرت عيسى روح خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ مُحَمَّدٍ حَبيبِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ عَلِي اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَلِىِّ اللّهِ

سلام بر تو اى وارث حضرت محمد حبيب خدا سلام بر تو اى وارث على امير مؤ منان ولى خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ الْحَسَنِ الشَّهيدِ سِبْطِ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ

سلام بر تو اى وارث حسن آن امام شهيد و نوه رسول خدا سلام بر تو اى فرزند رسول خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ الْبَشيرِ النَّذيرِ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ

سلام بر تو اى فرزند مژده دهنده و ترساننده و پسر آقاى اوصياء

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ

سلام بر تو اى اباعبدالله سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده او

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللّهِ وَابْنَ ثارِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوِتْرُ الْمَوْتُورُ

سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون خدا سلام بر تو اى كشته مظلومى كه انتقام خونت گرفته نشد

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الاِْمامُ الْهادِى الزَّكِىُّ وَعَلى اَرْواحٍ حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ

سلام بر تو اى امام راهنماى پاك و بر آن ارواحى كه به آستان تو فرود آمدند

وَاَقامَتْ فى جِوارِكَ وَوَفَدَتْ مَعَ زُوّارِكَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنِّى ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ

و در جوارت رحل اقامت افكندند و با زائرانت ورود كردند سلام من بر تو تا زنده ام من و برپا است شب و روز

فَلَقَدْ عَظُمَتْ بِكَ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّ الْمُصابُ

كه براستى بزرگ شد به تو مصيبت و گران شد سوگوارى

وَفى سُكّانِ الاْرَضينَ فَاِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ

در ميان مؤ منان و مسلمانان و در ميان ساكنين آسمانها همگى و در ميان ساكنين زمينها «انا للّه و انا اليه راجعون»

وَصَلَواتُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ وَ تَحِيّاتُهُ عَلَيْكَ وَعَلى ابآئِكَ الطّاهِرينَ الطَّيِّبينَ الْمُنْتَجَبينَ

درودهاى خدا و بركاتش و تحيتهايش بر تو و بر پدران پاك و پاكيزه و برگزيده ات

وَعَلى ذَراريهِمُ الْهُداةِ الْمَهْدِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ وَعَلَيْهِمْ وَ عَلى [رُوحِكَ وَعَلى] اَرْواحِهِمْ

و بر فرزندان راهنماى راه يافته شان باد سلام بر تو اى سرور من و بر ايشان و بر ارواح ايشان

وَعَلى تُرْبَتِكَ وَعَلى تُرْبَتِهِمْ اَللّهُمَّ لَقِّهِمْ رَحْمَةً وَرِضْواناً وَرَوْحاً وَرَيْحاناً

و بر تربت تو و بر تربت ايشان خدايا ببار بر ايشان رحمت و خوشنودى و روح و ريحانى

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ يا اَباعَبْدِاللّهِ يَا بْنَ خاتَمِ النَّبِيّينَ وَيَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ

سلام بر تو اى سرور من اى اباعبدالله اى فرزند خاتم پيمبران و اى فرزند آقاى اوصياء

وَ يَابْنَ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا شَهيدُ يَا بْنَ الشَّهيدِ يا اَخَ الشَّهيدِ

و فرزند بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى شهيد (راه حق ) و اى پسر شهيد و اى برادر شهيد

يا اَبَا الشُّهَدآءِ اَللّهُمَّ بَلِّغْهُ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ وَفى هذَا الْيَوْمِ وَ فى هذَا الْوَقْتِ وَفى كُلِّ وَقْتٍ

و اى پدر شهيدان خدايا برسان به او از اجانب من در اين ساعت و در اين روز و در اين وقت و در هر وقت

تَحِيَّةً كَثيرَةً وَسَلاماً سَلامُ اللّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَكاتُهُ يَابْنَ سَيِّدِالْعالَمينَ

تحيتى زياد و سلامى بسيار سلام خدا بر تو و رحمت خدا و بركاتش اى فرزند آقاى جهانيان

وَعَلَى الْمُسْتَشْهَدينَ مَعَكَ سَلاماً مُتَّصِلاً مَا اتَّصَلَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ

و نيز بر شهيد شدگان با تو سلامى پيوسته به پيوستگى شب و روز

السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ الشَّهيدِ السَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ الشَّهيدِ

سلام بر حسين بن على شهيد (راه حق ) سلام بر على بن الحسين آن شهيد (عاليقدر)

اَلسَّلامُ عَلَى الْعَبّاسِ بْنِ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ الشَّهيدِ السَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ اَمِيرِ الْمُؤْمِنينَ

سلام بر عباس فرزند اميرمؤ منان آن شهيد (والا مقام ) سلام بر فرزندان شهيد امير مؤ منان

اَلسَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ اَلسَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ

سلام بر فرزندان شهيد حسن سلام بر شهيدان از فرزندان حسين

السَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ جَعْفَرٍ وَ عَقيلٍ اَلسَّلامُ عَلى كُلِّ مُسْتَشْهَدٍ مَعَهُمْ مِنَ الْمُؤْمِنينَ

سلام بر شهيدان از فرزندان جعفر و عقيل سلام بر هر شهيدى كه با ايشان بود از مؤمنان

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَبَلِّغْهُمْ عَنّى تَحِيَّةً كَثيرَةً وَسَلاماً

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و برسان به ايشان از جانب من تحيتى زياد و سلامى بسيار

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ اَحْسَنَ اللّهُ لَكَ الْعَزآءَ فى وَلَدِكِ الْحُسَيْنِ

سلام بر تو اى رسول خدا نيكو كند خداوند صبر تو را در سوگوارى فرزندت حسين

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا فاطِمَةُ اَحْسَنَ اللّهُ لَكِ الْعَزآءَ فى وَلَدِكِ الْحُسَيْنِ

سلام بر تو اى فاطمه نيكو كند خداوند صبر تو را در سوگوارى فرزندت حسين

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ اَحْسَنَ اللّهُ لَكَ الْعَزآءَ فِى وَلَدِكَ الْحُسَيْنِ

سلام بر تو اى اميرمؤ منان نيكو كند خدا صبر تو را در مصيبت فرزندت حسين

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ اَحْسَنَ اللّهُ لَكَ الْعَزآءَ فى اَخيكَ الْحُسَيْنِ

سلام بر تو اى ابا محمد حسن (مجتبى ) نيكو گرداند خدا صبر تو را در مصيبت برادرت حسين

يا مَوْلاىَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ اَنَا ضَيْفُ اللّهِ وَضَيْفُكَ وَجارُ اللّهِ وَجارُكَ

اى مولاى من اى ابا عبداللّه من ميهمان خدا و ميهمان تواءم و در پناه خدا و پناه تو ام

وَلِكُلِّ ضَيْفٍ وَجارٍ قِرىً وَقِراىَ فى هذَا الْوَقْتِ اَنْ تَسْئَلَ اللّهَ سُبْحانَهُ وَتَعالى

و براى هر ميهمان و پناهنده اى حق پذيرايى است و پذيرايى من در اين وقت اين است كه از خداى سبحان بخواهى

اَنْ يَرْزُقَنى فَكاكَ رَقَبَتى مِنَ النّارِ اِنَّهُ سَميعُ الدُّعآءِ قَريبٌ مُجيبٌ

كه روزيم گرداند آزادى از آتش دوزخ را كه براستى او شنواى دعا و نزديك و اجابت كننده است

 

 

منبع : سایت عاشورا

* قرآن ، زیارات و عاشورا





نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.